یکشنبه21خرداد1397
خرداد نوید بخش اتفاقای خوب وتولد های خوب برای ماست. ابتدا تولد دایی جان محمد که شب جمعه بود و همگی دعوت بودیم. تولدی و دورهمی دوستان و آهنگی و حرکات موزون. بعد تولد زن دایی شمسی و تولد بابا رضا . با برنامه از قبل با آویسا راهی دندانپزشکی شدیم و با هدایا و خرید کیک برگشتیم. شب تولدی در کنارخانواده کوچک مان بسان سال های گذشته. کلی آویسا و علی حرکات موزون انجام دادند و مخصوصاً آویسا بخاطر اینکه در سورپرایز شریک شده بود خیلی احساس بزرگی می کرد. تعطیلات خرداد نزدیک بود و ما با همفکری دایی جان و بابا رضا راهی شمال شدیم. واقعا هوا عالی و خنک بود. بچه ها هم تا توانستن آتش س...
نویسنده :
مامان نسرین
12:21






